دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
83
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ايروان را بازپس گرفت . فرمانده كل تركان ، چغالزاده پاشا كه دست به ضد حمله زده بود در تبريز شكستى سخت خورد . با اينكه پيمان صلحى جديد در سال 1912 م . در استانبول منعقد شد و مرزهاى كهن ايران - تركان را تثبيت كرد ، ولى سلطان چندسالبعد به عبث كوشيد تا با لشكركشى ديگرى ، دگرباره ماوراء قفقاز و فتوحات ايرانيان را فراچنگ آورد . لشكركشى صفويان به بينالنهرين در سال 1033 / 4 - 1623 سلطه ايران را بر مناطق كردنشين دقوق ، كركوك و شهرزور ، كربلا و نجف مسلم كرد و افزون بر اين بغداد هم پانزده سال بعد بدست ايران افتاد ؛ نتيجه نهايى اين عمليات تصرف دياربكر توسط ايرانيان بود . اين فتوحات با متصرفات ديگرى تكميل گشت : در سال 1010 / 2 - 1601 جزيره بحرين به ايران منضم شد و در سال 1016 / 8 - 1607 شروان بازپس گرفته شد . يك رشته لشكركشى ، نواحى گسترده گرجستان را در اختيار ايران قرار داد . معهذا شاه عباس توانست كاخت را تسخير كند و در نهايت حكومت طهمورث اول ( تيموراز ) را برسميت شناخت . او در سال 1031 / 1622 با كمك انگليسها موفق به راندن پرتقاليها از هرمز شد . چنين مىنمود كه اوضاع آشفته داخلى در آغاز سلطنت شاه عباس نشان از فروپاشى صفوى و يا به سخن دقيقتر بازمانده دولت صفوى از چپاول همسايگان ، بود . به نظر مىرسيد كه اين وقايع شبيه وقايعى بود كه با توسعه و تحول دولتهاى كوچك رقيب در روزگار فرمانروايان تركمان رخ داده است و تقريبا قابل مقايسه با امارتنشينهاى كوچك ( بيلكلر ) آناتولى در سده هشتم / چهارم بود . بيراه نخواهد بود اگر شرايط اين زمان را بدينگونه توصيف كنيم كه شاه عباس درواقع ناچار شد سرزمين خود را « از تركمانان و ساير رهبران نظامى كه در تمام اهداف و مقاصدشان مستقل بودند » بازپس بگيرد « 1 » . او با بهرهگيرى از نيروهاى تازهنفس و نوساختار به كمك سياست داهيانه داخلى توانست وظيفه سزيفگونه و شاقّ خود را به انجام برساند . هوشمندى او از اين واقعيت پيداست كه عليرغم كارهاى سخت و حتى بيرحمانهاى كه در پيش گرفت به خود اجازه نداد تا سختگيرى را به حدى برساند كه موجب تشكيل جبههاى نيرومند از رؤساى ناراضى قبائل در مقابلش گردد . ازاينرو شاه عباس نهتنها قورچيهاى سابق را نگهداشت بلكه همچنانكه برنگريستيم ، علاوه بر تشكيلات نظامى جديد ، نيروهاى امراى قزلباش را نيز حفظ كرد و هرگز دارائيهاى اربابان تركمان را كه به دو وفادار بودند مورد دخل و تصرف قرار نداد . درواقع
--> ( 1 ) - ن . كدى ، « ايران و افغانستان » در Fischer Weltgeschiehte XV : Der islam ، جلد 2 ، چاپ گ 10 ، فن گرونبائوم ( فرانكفورت ، 1971 م . ) ص 167 .